افکار تو معمولی هستند ، اما پایبندی تو به آنها تو را در تمام دنیا منحصر به فرد می سازد . (( وین دایر )) حقیقت بزرگ است و من کوچک ام . شاملو سورئالیسم یکی از جنبش های ادبی معروف و تاثیرگذار در قرن بیستم بود که دامنه ی آن از ادبیات به هنرهای تجسمی و سینما هم بسط داده شد . اساس فعالیت سورئالیسم در سال های 1924 و 1939 بود . هدف نویسندگانی که این جنبش را بنیان نهادند این بود که با توسل به خلاقیت های هنری بتوانند زندگی جدید و انسان تازه ای را بیافرینند . سورئالیست ها با توسل به نظریه ی (( ضمیر پنهان )) فروید شیوه ای نو را در ادبیات اندیشه ای به وجود آوردند که تصورات و تخیلات آدمی را به اعماق ضمیر پنهان خویش می راند . گفتنی است که مکتب سورئالیسم بعد از مکتب دادائیسم به وجود آمد و بسیاری از پیروان دادائیسم از جمله (( آندره برتون )) به سورئالیسم روی آوردند . از مهمترین نقاشان این سبک می توان سالوادور دالی را نام برد که بعدها به مکتب کوبیسم روی آورد . مشهورترین نویسندگان سورئالیست : پل الوار ، آندره برتون ( بنیان گذار سورئالیسم ) ، لوئی آراگون سورئالیسم در هنر وادبیات ایران از زمان های دور وجود داشته است و یکی از اولین کسانی که در این زمینه کار کرده است حافظ بوده است . ( به نقل از سایت کانون ادبیات ایران و مقاله ای از سمانه اکرامی ) پس از اینکه سبک رمانتیسم در اوخر قرن 19 در فرانسه طرفداران خود را از دست داد،نویسندگان بسیاری رمانتیسم را رها کرده و به سبک جدیدی به نام رئالیسم پیوستند، که بزرگترین این نویسندگان بازالک بود که آثار خود را کمدی انسانی نامید . یک نویسنده ی رئالیست انسان را به صورت موجودی واقعی می شناسد و از موضوعات تصوری وخیالی چیزی در نوشته ی خود نمی آورد . پس می توان گفت رئالیسم عبارت است از مشاهده ی واقعیت های زندگی ، تحقیق در مورد مسایل موجود در حیات و جدا کردن حقایق از تصورات وخیالات . نویسنده هایی که این سبک را کار کرده اند : چارلز دیکنز ، تولستوی ، بازالک ، ماسیم گورکی اولین آثار ادبی در حوزه ی رئالیسم جادویی در دهه ی 20 میلادی نوشته شدند . در ایتالیا ماسیمو بونتمپلی اولین آثار رئالیسم جادویی را نوشت ونیز اصول آن را تدوین کرد . سپس نویسندگانی در آلمان و هلند به این سبک پیوستند . نویسندگان این سبک ادبی نظم واقعی جهان را نادیده می گیرند و در واقعیت موجود،ابعاد جادویی را کشف و آن را بیان می کنند . رئالیسم جادویی ابتدا از هنر به ادبیات راه یافت ومبدع آن را در حوزه ی هنر فرانتس روه می دانند . اگرچه این نوع بیان از رئال جادویی شباهت زیادی با سورئالیسم دارد اما تفاوت آنها در این است که فضاهای پر رمز راز رئالیسم جادویی هرگز به حیطه ی تخیل و فانتزی وارد نمی شوند . در یک نگاه می توان رئالیسم جادویی را در هم تنیدن عناصر غیر قابل تصور و شاید تخیلی ، در بافتی رئالیستی و معقول ، به طوری که ظاهر امر واقعی و ممکن جلوه کند ، دانست . این گونه نوشته ها آنچه را که در زندگی برایمان مالوف نیست تبدیل می کنند به پاره ای از وقایع که در قواعد روزمره ی ما بگنجد . از این نوشته ها می توان کتاب (( صد سال تنهایی )) را از گابریل گارسیا مارکز نام برد . و نمونه ی بارز هنری و ادبی این سبک ، فیلم (( نیمه ی ماه )) بهمن قبادی است که اوج بیان رئالیسم جادویی در فیلم نوع ورود گلشیفته و حرف هایی است که خطاب به مامو می گوید . نقد ادبی بررسی ویژگی ها و نقاط قوت وضعف یک اثر ادبی است . به کسی که نقد ادبی می داند منتقد ادبی می گویند . در نقد ادبی آنچه مهم است ، بررسی ابداعات موجود در اثر از نظر سبک وساختار است . برای بهتر شدن کیفیت یک نقد ادبی بهتر است ویژگی های یک متن را در در محدوده ی آن متن بررسی نکرد ، بلکه آن متن را از نظر فلسفی ویا روان شناختی با متون دیگر مقایسه کرد ، در این صورت نقد به بررسی به بررسی دقیق تری تبدیل خواهد شد . دو گونه نقد ادبی را وجود دارد : نقد سنتی : افلاطون از نخستین منتقدان سنتی محسوب می شود . نقد مدرن : گاندی از منتقدان مدرنی است که خود مدرنیته را هم به نقد کشیده است . ((به نقل از دانشنامه ی آزاد ویکی پدیا )) خواهشمندم برای حضور در جلسات راس ساعت 15 تشریف بیاورید . منتظر حضور گرمتان خواهیم بود. با تشکر مسئول واحد نقد شعر : * این شعر از دید هنری دارای 3 سکانس است که ستاره های قرار گرفته در شعر این
سکانس ها را از هم جدا می کند . · کلمه ی تنهایی دارای ایهام است یعنی هم به معنی تنها
( یکه بودن ) وهم به معنای تن ها (جسم ها ) می باشد ، که البته خود شاعر با این
نظر مخالف است زیرا که با گذاشتن ( ، ) فقط می توان معنای یکه بودن را از آن
برداشت کرد . · کلمه ی نفس دارای ایهام است ( هم به معنای نفس کشیدن
وهم به معنای نفس برگرفته از روح وجودی ) ، که البته منظور شاعر همان معنای اولیه
بوده است . · در نگاه اول کلمه ی دست خط ابهام ایجاد می کند ، اما
با تکرار آن در قسمت پایین تر شعر و همچنین آوردن کلمه ی نامه این ابهام از بین می
رود . · کلمه ی کالسکه که سه بار در شعر تکرار شده است در هر
قسمت مانی مختلفی را القا می کند ، که در قسمت اول مفهوم وسیله ای را می رساند که
می شود چیزهایی را برای حمل روی آن بار زد ، در قسمت دوم به معنای وسیله ای است که
از آن می توان به عنوان مکانی برای نگه داشتن اشیا کمک کرد و در قسمت سوم کالسکه
ای خیالی است که معشوق در آن اوج چرت هایش را خواب می کند . · .کلمه
ی کفش کلمه ای چند پهلو است و معانی مختلفی را می توان از آن برداشت کرد ، از جمله
: کفش می تواند معنای تحرک را القا کند ، و اینکه کفش می تواند انسانی را روی خود
نگه دارد ( طنز ) ویا حتی اینکه کفش می تواند نمادی از زوجیت باشد . · مهمترین بخش شعر آوردن ساعتی است که در این وادی
مادی نمی توان راحت آن را درک کرد وهدف از آوردن این ساعت بیان خلوتی است که شاعر
آن را به دور از هر گونه مادیت و در عالم خیال برای خود به تصویر کشیده است . · در قسمت آخر شعر ساعت بیست وپنج را بهترین زمان برای
دعوت از بهترین بهتر دانسته زیرا که در این ساعت هیچ آدم تنهایی ، تنهایی را احساس
نمی کند وهیچ رنگی فکر را بیچاره نمی کند که این قسمت میان بخش دوم وسوم ارتباط ایجاد
می کند . · و در آخر اینکه شعر دارای واژه هایی کلیدی است که
این واژه ها ثبات را در شعر حفظ کرده اند .
برای تنهایی تو
ترانه ای
خواهم سرود
و تو هم
با اشاره ی پلکی
جواب دنیا را خواهی داد
این است
که در انتظار انسان است .
نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت
2:3 توسط یکی مثل من| |
نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت
3:10 توسط یکی مثل من| |
نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت
14:34 توسط یکی مثل من| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت
19:19 توسط یکی مثل من| |
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت
15:48 توسط یکی مثل من| |
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت
15:13 توسط یکی مثل من| |
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت
3:32 توسط یکی مثل من| |
من
سرنوشت سپید و ساده ای
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت
0:16 توسط یکی مثل من| |
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت
3:13 توسط یکی مثل من| |


